ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
47
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
اصفهان به ميدان آورده بودند و حال آن كه سپاه سيد احمد با خيانت مواجه شد و از پشت خنجر خورد . قريب صد و پنجاه تن افغان از جملهء مؤخرهء سپاهش بودند كه در زد و خوردهاى اوليه كه در آنها سيد احمد پيروز شده بود به اسارت او در آمده و مورد عفو او قرار گرفته بودند . عمق فاجعه در اين بود كه سپاه سيد احمد كه مىپنداشتند شيراز را در چنگال دارند يكبارگى ريشه كن شدند . سيد احمد توانست با تنى چند از جنگجويان خود از معركه بگريزد و به داراب درآيد . اين خبرها را خيلىها تأييد كردند . هلنديان داستان آمدن سيد احمدخان به بندرعباس را دستاويزى براى سر - پوش نهادن به رسوائى شكست و حفظ آبروى ريختهء او مىدانستند . يك خبر ديگر شكست سيد احمدخان را نوع ديگرى گزارش مىداد گفته مى - شد كه زبردستخان سپاهيانش را در حومهء شيراز برده و در آنجا سرگرم داشته تا چنين وانمود كند كه در هيچ جنگى شركت نخواهد كرد . مردم شيراز داشت باورشان مىشد كه زبردستخان با سيد احمدخان بيعت كرده و براى سيد احمدخان هم اين پنداشت پديد آمده بود و از اين رو بى چشمداشت بروز مخالفتى به سوى شيراز رانده بود . اما زبردستخان از كمينگاه خود به سپاه پيشتاز سيد احمدخان تاخت و قلب آن را شكافته حاجى عباس بيگ كوتوال كرمان را با دو يا سه تن ديگر از سرداران بزرگ سيد احمدخان اسير كرده آنها را پنهانى در يك كجاوه « 18 » كه سيد احمد نيز خود در حين نبرد از آنها استفاده مىكرد - به شيراز انتقال داد . در 30 سپتامبر 1726 يك شاطر انگليسى از داراب خبر آورد كه سيد احمد خان پس از شكست نيروهاى كمكى از كرمان دريافت داشته است پيش از اين نيز در ناحيهء داراب دو تا سه هزار مرد جنگى گرد كرده چنان كه اينك شش تا هفت هزار سپاهى دارد . و با پشت گرمى ايشان باز آهنگ تسخير شيراز دارد . در اين زمان شايعات ديگرى بر سر زبانها بود از جمله گفته مىشد صفى ميرزا
--> ( 18 ) - Porte - Chaise